PKK و توهمات “ایدئولوژیک”ش در تقابل با جنبش ملی شرق کوردستان

PKK و توهمات ایدئولوژیکش در تقابل با جنبش ملی شرق کوردستان

اگر PKK خودرا صاحب مسألەی کورد میداند، بجای دشمنان وهمی در داخل، بە مبارزە با دشمنان واقعی در خارج از کوردستان بپردازد

نویسندە: زمناکو موکریانی

در روزهای اخیر، نوشتاری در رسانەهای جمعی انتشار یافت کە نویسندە یا نویسندگان آن تلاش داشتەاند بە اصطلاح سناریو پارت دمکرات کوردستان “PDK” برای شرق کوردستان را افشا کنند. در این نوشتە ـ کە بیشتر بە داستانی تخیلی شبیە است ـ هدف اصلی متولیان تئوری مرموز “برادری خلقها”، حملە بە احزاب و فعالین سیاسی مبارز شرق کوردستان می باشد.

با توجە بە ابعاد انتشار این نوشتە در رسانەهای جمعی طرفداران PKK و تأیید کردنش از طرف دنبالەروهای این حزب، تردیدی باقی نمی ماند کە این مقالە سیاست رسمی حزب کارگران کوردستان است. بە همین دلیل بعد سیاسی بزرگتری بە خود میگیرد و نوشتن در مورد آنرا الزامی میکند.

نویسندە یا نویسندگان این نوشتە، سناریوی تخیلی خود را با مقدمەای متناقض و سرشار از پارادکس طراحی کردەاند کە با اندکی تمرکز و استناد بە همین تناقضات میتوان کل سناریو را مردود ساخت.

اگر دولت ـ ملت محصول سیستم سرمایەداری است چرا PKK سالیان سال برای تأسیس کوردستانی مستقل فعالیت میکرد

در ابتدا مسألەی دولت ـ ملت را تصنعی و محصول سیستم غیرانسانی سرمایەداری میداند کە زمینە را برای بحرانهای ساختگی فراهم می سازد کە بموجب این بحرانها هزاران انسان قربانی شدەاند. چنان بە نظر میرسد نویسندگان این نوشتە فراموش کردەاند کە PKK سالیان سال با شعار ایجاد کوردستانی مستقل و برای تأسیس کیانی بر اساس دولت ـ ملت برای کوردها، فعالیت میکرد و هزاران انسان کورد را فدای تحقق این شعار کرد.

هنوز هم با توجە بە تغییرات وسیع و سریعی کە بشکلی مستمر در استراتژی حزب کارگران کوردستان رخ میدهند و بعضی از این استراتژیهای جدید حتی کمتر از یکسال دوام آوردە و جای خود را بە استراتژی دیگری دادەاند ـ آنهم با درنظر گرفتن واقعیت جامعەی کوردستان کە میدان اصلی و مستقیم فعالیتهای PKK را تشکیل میدهد!! ـ الهام گرفتن سیستم حکمرانی غرب کوردستان از تئوری دولت ـ ملت، انکارناپذیر است.

بدون شک اساس حکمرانی حزب کارگران کوردستان در غرب کوردستان، بر پایەی سیستم دولت ـ ملت مدرن استوار است. البتە متدهای دیگر هویت طلبی و همچنان سیستم دولتهای ملی، در این مناطق کم و بیش جا افتادە و بیشتر نظامهای سیاسی و جنبشهای رهایی بخش ملی ـ با توجە بە خواستهای متفاوتشان ـ در این عصر نیز از مدل دولت ـ ملت الهام گرفتەاند. بە همین دلیل PKK اگر حتی اساسا معتقد بە “دولت ـ ملت” هم نباشد، در این نوشتە حتی مشروعیت ایدئولوژیک خود را نیز زیر سؤال بردە است.

جای دارد کە ملت کورد، رهبران PKK را در مقابل این سؤال قرار دهند کە اگر مفهوم دولت ـ ملت، مفهوم و مسألەای هویت طلبانە باشد و این حزب آنرا محصول سیستم سرمایەداری میداند، چرا حزب کارگران کوردستان در گذشتە با یدک کشیدن تأسیس کوردستانی مستقل، ادعای رهبری جنبش هوت خواهی کوردها را داشت؟ چرا این حزب در استراتژی جدید خود هنوز از حل مسألەی کوردها، در خاورمیانە سخن میگوید؟

اگر PKK و تئوری عبداللە اجلان بە سیکل “قیام ـ شکست ـ قیام” کوردها را پایان دادندچرا با توجە بە گذشت چند دهە هنوز دستاوردی محسوس از پیروزی و نشانەای ملموس از پایان این سیکل در دست نیست؟!

این نوشتە همچنین، PKK و تئوری عبداللە اجلان را عامل اصلی پایان بخشیدن بە سیکل قیام ـ شکست ـ قیام کوردها میداند. این ادعا در حالی مطرح میگردد کە با توجە بە گذشت چند دهە هنوز دستاوردی محسوس از پیروزی و نشانەای ملموس از پایان این سیکل در دست نیست.! آیا هیچ مناطقی در شمال کوردستان از چنگ استعمار رهایی یافتە و بە آزادی رسیدە است؟ آیا خودرهبری دمکراتیک در شمال کوردستان تأسیس شدەاست؟ شرایط شمال کوردستان کە مشخص است، غرب کوردستان هم با شرایطی نامعین و آینداەی نامشخصتر دست و پنجە نرم میکند. جای تأمل است کە اندک نقاط قوتی هم کە در غرب کوردستان مشاهدە میشود همانا مدیون سیستم سرمایەداری است کە PKK خود را در برابر آن تعریف میکند.

برای همە عیان است کە اگر حضور آمریکا نبود، “کوبانی” سقوط میکرد. اکنون هم اگر آمریکا بە حمایت خود پایان بدهد، PKK در غرب کوردستان مجبور میشوند بە درخواستهای حکومت بشار اسد گردن نهد. پایداری هویت کوردها در منطقە، بە عوامل گوناگونی بستگی دارد کە احزاب سیاسی تنها بخشی از این عوامل را بوجود می آورند. فراموش کردن این واقعیت از طرف فردی بە اصطلاح دانشگاهی ـ اگر نویسندەی آن نوشتە واقعی باشد ـ ضعیف بودن درک سیاسی نویسندە را نشان میدهد. از جملەی این عوامل میتوان بە تحولات جهان، رشد جمعیت و… اشارە کرد.

آنچە در این دیدگاە برجستە میشود، توهمی است کە از ساختار فکری و ایدئولوژیک PKK نشأت میگیرد. حزب کارگران کوردستان چنان مینماید کە بە تنهایی در مقابل نظام سرمایەداری قد علم کردە و بە این توهم دچار شدە است کە انگار احزاب و انسانهای دیگر بدون هیچ اهداف و فعالیتی، بە تحلیل تئوریها و فعالیتهای PKK مشغول هستند. این حس خود محوری، برآمدە از جهانبینی “ایدئالیستی”ـی میباشد کە چنان میپندارد فقط او، فکر او و ایدئولوژی او حقیقت مطلق هستند و افرادی کە او را تأیید نمیکنند در اشتباه هستند و بە دشمنان خدمت میکنند. همین جهانبینی باعث شدە است کە هرکس را با دیدەی تردید مینگرند و بە عالم و آدم مشکوک هستند. البتە کە چنین جهانبینی و نگرشی یکی از ویژگیهای اصلی نظامهای توتالیتر را تشکیل میدهد. PKK در حالی تلاش دارد کە خود را بعنوان قطبی دربرابر جهان سرمایەداری جلوە دهد کە در غرب کوردستان نقش پیادەنظام بزرگترین حکومت کاپیتالیستی جهان، یعنی آمریکا را ایفا میکند. در اروپا نیز برای تحقق حقوق خود، بە دادگاە و تأسیسات اتحادیە اروپا پناە میبرد و تمام تلاش خود را برای استفادە از فرصتهای بوجود آمدە در این نهادهای کاپیتالیستی، بکار میگیرد.

بە همین دلیل نشان داددن “PDK” بعنوان نمایندەی “مدرنیتەی سرمایەداری” و “PKK” بعنوان نمایندەی “مدرنیتەی دمکراتیک” اساسا غلط محض است. در واقع ریشەی بسیاری از مشکلاتی کە امروزە گریبانگیر مرم جنوب کوردستان شدە است بە غیرسرمایەداری بودن، نظام حکومتی اقلیم کوردستان برمیگردد. مؤسسات و نهادهای حکومتی نە بر اساس مدل “دولت ـ ملت مدرن”، بلکە با استفادە از مدلهای قبل از مدرنیتە پایەگذاری شدەاند.

“یک ارتش ـ یک حکومت” بارزترین ویژگی مدل حکومتهای سرمایەداری است

یک ارتش و یک حکومت، بارزترین ویژگی مدل حکومتهای سرمایەداری است. PKK در حالی خود را در تقابل با سرمایەداری تعریف میکند کە در غرب کوردستان این ویژگی بارز سرمایەداری را بکار گرفتە است.! کاش در جنوب کوردستان نیز این مدل بکار گرفتە میشد. در واقع اصطلاح “مدرنیتەی دمکراتیک” کە حزب کارگران کوردستان تلاش دارد خود را نمایندەی آن معرفی کند، اساسا مقولەای سیاسی میباشد و علمی نیست. نخست باید اصطلاح مدرنیتەی دمکراتیک تعریف شود. همزمان تردید جدی در مورد دمکراتیک بودن PKK در میان است. چطور میشود حزبی را دمکراتیک دانست کە حق فعالیتهای سیاسی ـ نظامی را برای هیچ جریان و گروە و اشخاص دیگری غیر از خود قائل نیست؟ چطور میتوان حزبی را دمکراتیک دانست کە فلسفەی وجودی خود را بر مبنای عدم وجود طرفهای دیگر بنا نهادە باشد؟ برای مثال افرادی کە بە هر دلیلی از این سازمان جدا میشوند را خائن مینامد، این در حالیست کە سراپای ادبیات گفتاری و نوشتاری این سازمان را حقوق دمکراتیک و آزادی فرا گرفتە است. اگر واقعا بە آزادی و دمکراسی اعتقاد دارند چرا کسانی کە سالها بە PKK خدمت کردەاند از حق انتخاب برای جدایی از این سازمان برخوردار نیستند؟ مگر سرنوشت ابدی این افراد ین است کە باید تا در حیات هستند عضو سازمان شما باشند؟ از دیدگاە PKK اگر کسی برای این سازمان فعالیت کند مبارز است اما اگر همین فرد در خارج از PKK و با احزاب دیگر مبارز کوردستان فعالیت کند خائن است و مرتکب خیانت شدە است.!

بعضی از احزاب شرق کوردستان قبل از تأسیس “PDK” و “PKK” شکل گرفتەاند

نوشتەی توهم آمیز PKK، این حزب را در یک طرف قرار دادە و تمام احزاب ملی گرا و مبارز شرق کوردستان را در طرف دیگر قرار میدهد و آنها را متهم میسازد کە همگی بە توطئە چینی بر علیە PKK مشغول هستند و در جبهەی “PDK” قرار گرفتەاند. این ادعای غیر منطقی وقتی بە میان می آید کە بعضی از احزاب شرق کوردستان قبل از تأسیس “PDK” و “PKK” شکل گرفتە و از دیر زمان برای تحقق اهداف کوردها مبارزە میکنند. اما PKK بە دنبال کسب مشروعیت در شرق کوردستان است و میخواهد از این راە مشروعیت کسب کند.!

مورد دیگر متناقض در شرایط نامساعدی نمایان میشود کە برای جنوب کوردستان متصور شدە است. بدون تردید برخی از آن واقعیت دارد اما در جایی کە میگوید “PDK” برای خروج از این بحران بە شرق کوردستان چشم دوختە و میخواهد آنرا بر علیە PKK بکار بگیرد. اما فراموش کردەاند کە شاید کسی این سؤال را متوجە رهبری PKK بکند کە احزاب جنوب کوردستان با چنین شرایط بحرانی و با مشکلات سیاسی و اقتصادی پیش رو، چگونە توانستەاند کە تواناهایی خود را صرف شرق کوردستان کردە تا بتوانند احزاب و فعالین سیاسی آنرا بە خدمت گرفتە، سازماندهی کردە و بر علیە PKK بکار بگیرند؟ جنوب کوردستان با بحرانی بزرگ و مشکلات عدیدەای دست و پنجە نرم کردە و توانایی پرداختن بە مسائل بخشهای دیگر کوردستان را ندارد و مسألەی اصلی احزاب این بخش از کوردستان و منجملە “PDK” این است کە بتوانند بە مشکلات خود رسیدگی بکنند.

چرا PKK مبارزات خود علیە حکومت استعمارگر ایران را آغاز نمیکند؟ آیا با تهران توافقاتی امضاء کردە است؟

“شیطان” قلمداد کردن “PDK” بیشتر در مسائل داخلی جنوب کوردستان کاربرد داشتە و از اهداف بخشی از حکومتهای منطقە است، اما حزب کارگران کوردستان بشکلی مستمر آنرا بازتولید میکند. پر واضح است کە حزب کارگران کوردستان میخواهد با حملە بە پارت دموکرات کوردستان افکار اعضای خود و افکار عمومی کوردستان را نسبت بە شکستهای تحقیرآمیزش منحرف سازد. اگر چنین نیست در حال حاضر کە نقاط مرزی میان شرق و جنوب کوردستان، با توافق ضمنی ایران و اجازەی بحضی از احزاب جنوب کوردستان، همگی در کنترل حزب کارگران کوردستان قرار دارد پس چرا مبارزات خود علیە حکومت استعمارگر جمهوری اسلامی ایران را آغاز نمیکند؟ آیا با حکومت ایران توافقاتی امضاء کردە است؟ یا اینکە هدفش مبارزە با حکومت تهران نیست و فقط میخواهد از مردم شرق کوردستان باجگیری کند و همچنین برای پیشگیری از فعالیتهای مسلحانەی احزاب ملی گرای شرق کوردستان بر علیە حکومت جمهوری اسلامی در این نقاط مرزی مستقر گردیدە است؟

شرایط PKK در شمال کوردستان بحرانی و نامساعد است. در واقع و بنا بە گفتەهای مسئولین حزب کارگران کوردستان پیوستن جوانان شمال کوردستان بە صفوف این حزب نزدیک بە صفر میباشد. غرب کوردستان نیز در شرایط نامشخصی قرار دارد و تنها بخش کوردستان کە PKK میتواند نیروی جنگی خود را از آنجا تأمین کند شرق کوردستان است. PKK برای جذب نیروی جوان شرق کوردستان نیاز بە این دارد کە هژمونی خود را بر این بخش از کوردستان تحمیل کند. بدیهی است کە ایجاد هژمونی نیز بە دو عامل قدرت و رضایت احتیاج دارد. PKK برای خنثی کردن اندیشەهای روشنفکران شرق کوردستان بر علیە خود، بە آنها برچسب خیانت میزند. اگر چنین نیست یکی از روشنفکران یا احزاب شرق کوردستان را نام ببرد کە برای مقابلە با PKK دست بە سلاح گرم بردە باشند؟ بر زبان آوردن چنین اتهاماتی تنها برای بوجود آوردن رعب و وحشت و ناگزیر کردن مردم شرق کوردستان بە پیروی از سیاستهای ابهام آمیز و ضد خلقی PKK میباشد. همچنین درصدد است تا از راە ایجاد چنین سناریوهایی تخیلی، باورهایی در ذهن مردم کورد این بخش کوردستان شکل بدهد.

طرفداران PKK باید این حقیقت را بپذیرند کە کوردها دشمن همدیگر نیستند

بدون هیچ تردید هر جریانی کە بخواهد یکی از احزاب کوردستان را متوجە جنگیدن با حزب دیگر کوردستانی بکند و با شکل دادن بە قطب بندی در جامعەی کوردستان، کوردها را بە تقابل و نزاع با یکدیگر مشغول سازد، مستقیما بە استعمارگران کوردستان و منجملە جمهوری اسلامی ایران خدمت میکند و مردم باید آن جریان را دشمن استراتژیهای خود قلمداد کردە و در مقابلش بایستند. وقت آن فرا رسیدە کە PKK و عواملش این حقیقت را بپذیرند کە کوردها دشمن همدیگر نیستند. ما بعنوان ملت کورد با هر تفاوتی کە در دیدگاە و افکارمان داریم، شاید باهم رقابتی داشتە باشیم، اما با هم دشمن نیستیم و دشمنان همگی ما در تهران و آنکارا و سوریە و جاهایی دیگر نشستەاند و خاک ما را استعمار و ملت مارا استثمار کردەاند. اگر PKK خود را صاحب اصلی مسألەی کوردها میداند، بە جای ایجاد خطوط برای نشان دادن دشمنان وهمی در داخل جامعەی کوردستان، بە مبارزەی جدیتر و تأثیرگذارتر با دشمنان واقعی کورد در خارج از کوردستان بپردازد. جای تأمل دارد کە در این نوشتەی ابهام آمیز PKK حتی در یک جملە هم بە سیاستهای استعمارگرانەی رژیم ایران اشارە نشدە است اما چند صفحە در برای پرداختن بە دشمنان وهمی داخل کوردستان اختصاص دادە است.!! اگر این نوشتە را PKK تهیە نکردە و سیاست این حزب نیست نباید آنرا در رسانەهای جمعی خود آنهم بە شکلی سیستماتیک انتشار دهد. اگر هم برگرفتە از سیاستهای رسمی PKK میباشد فقط بە این شعر محوی بسندە خواهیم کرد کە میگوید: شکر خدا محوی هوشیار است و درک میکند کە دنیا خراباتی بیش نیست!